x
 26 Esfand 1387
Nazi
26 Esfand 1387
Avizhe
Wednesday، July 08، 2009
.

امروز درست یک سالِ و
ده ماهِ و
دو روزه
که ....



نوشته شده توسط نازی ساعت 12:03 AM

Monday، July 06، 2009
MAN INJA MIMUNAM TA ABAD
.
.
.

نوشته شده توسط من ساعت 12:23 AM

Wednesday، June 17، 2009

لعنت خدا بر شما مزدورهایی که دم از روز آخرت می زدید و خود هزار بار بی خبر از آنید .....

لعنت خدا بر شما ....

نوشته شده توسط نازی ساعت 12:23 AM

Sunday، June 07، 2009

دستمو بگیر ......
.


کمتر از 12 ساعت دیگه مونده ...
می خوام برای اولین بار چیزی رو بدست بیارم که چون از خیلی لحاظ ها اولینه ، برام خیلی با ارزشه.
با تمام وجودم تلاش کردم . برای یه افتخار بزرگ ...


پ.ن. الان اون مدرک کوچولو توی دستمه و من با امید برای انجام کارهای بزرگ تر به جلو نگاه می کنم . خیلی خیلی برام شیرین بود. و تمام این ها رو مدیون همراهی های توام عشق من :*



نوشته شده توسط نازی ساعت 11:36 PM

Sunday، May 31، 2009


گفتن این برخوردها و رفتارات خوب نیست. پافشاری کردم که "این که برای رفتارها حد و مرز باشه خوب نیست" .
اینقدر پیش رفتم که خودم از دست خودم ذله شدم ...
گفتم باشه، از اول ! ازت پرسیدم یکم آرامش بهم میدی؟می شی پناه من ؟
وقتی صدات میاد که توش "نه" نیست ، دیگه من چه سوالی دارم که بپرسم ؟ ...
.
.
محو چین چینای پارچه ی هندی می شم که دامنش دور پاهام پیچید شده .
بهار رو اینجوری دوست دارم . هوای خوب، دلِ پر از امید، پشتِ گرم به یار و تموم .
بهار و پاییز، روز و شب، لبخند و اشک من با نگاه تو نقاشی می شه .

تو که زبردستی ؛ این تابلو رو مثل بقیه خوب از آب در بیار :)

:*




نوشته شده توسط نازی ساعت 2:18 AM

 




من نیازم تو رو هر روز دیدنه...